كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

174

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

سررسيدند ، قادر به فرار باشند . خيال كريم خان فقط از طرف شيخ ناصر ، رئيس بوشهر ، راحت بود . چون شيخ ناصر از بابت تجارت بوشهر با شيراز استفادهء زيادى مىبرد و به اين خاطر به صلاحش نبود ، كه عليه كريم خان اقدامى بكند . علاوه‌براين خود او با مير مهنا در حال جنگ بود ، اما نيروى دريايى او ضعيف‌تر از آن بود ، كه بتواند دشمن را از پاى درآورد . وكيل ناچار از اروپايىها تقاضاى كمك كرد . هلنديهاى جزيرهء خارك ميلى به دخالت در اين جنگ نداشتند . انگليسيهاى بوشهر هم نمىخواستند در اين جنگ شركت بكنند ، اما چون مير مهنا خيلى ضعيف شده بود ، آقاى يرويس بالاخره قول داد ، كه يك كشتى كوچك به كمك شيخ ناصر بفرستد . حالا قرار بود ، كه امير گونه خان از خشكى و شيخ ناصر با كشتى انگليسىها از طريق دريا به دشمن حمله بكنند . در اين ميان مير مهنا فرصت داشت ، تا جبههء دفاعى خود را تقويت بكند . او اول براى بندر ريگ آذوقه‌اى كافى تدارك ديد . جمعيت زيادى از اين شهر به خارك رفت ، اما هلنديها مى - ترسيدند ، كه به خاطر ازدياد جمعيت ، رعيت خودشان از نظر آذوقه در مضيقه باشد و كريم خان و شيخ ناصر به خاطر حمايت آنها از مردم كوچ كرده تجارت با ايران را ممنوع بكنند . آنها هم‌چنين مىترسيدند ، كه تازه‌واردها اسباب ورود ميرمهنا را به جزيرهء خارك مهيا كنند . از اين‌روى همهء اين تازه‌واردها برگردانده شدند . در اين موقع مير مهنا تمام خانواده‌اش و هم‌چنين ساكنين بندر ريگ را به خويرى ، جزيرهء خالى از سكنه‌اى كه در حدود هفت كيلومتر تا خارك فاصله داشت ، منتقل كرد . گمان مىرفت ، كه از شيخ ناصر خواسته شود ، كه او مانع از استقرار مير مهنا در اين جزيره بشود ، اما او ظاهرا اصلا به فكر اين مسئله نبود . شيخ ناصر پيش‌بينى مىكرد ، كه مير مهنا نخواهد توانست در مقابل نيروى زمينى دولتى مقاومت بكند و دلش نمىخواست ، كه ايرانيها در بندر ريگ به غنايم بزرگى دست يابند . او اميدوار بود ، كه نيروى دولتى مير مهنا را آن‌قدر ضعيف